![]() |
![]() |
|
| حقوق جزا حقوق خصوصی حقوق بین الملل حقوق عمومی حقوق بشر حقوق محیط زیست حقوق ماکلیت معنوی و فکری |
|
فرا رسیدن میلاد با سعادت امام حسین حضرت ابوالفضل العباس و امام سجاد علیهم السلام را به جمیع عزیزان و محبان خاندان عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض مینمایم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/05/04ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
داستان جالب 1 - قضاوت ! زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباسشویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده." مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!
زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که میبینیم، در پی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/02/19ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
طلبه و دختر جوان
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/02/12ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
دعای خیر پدر داستان زیبا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/08ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/03ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/01/26ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
داستان جالبی
حکایت بابا و بچه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/12/14ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
یک داستان جالب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/04ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
ماجرای سه ایرانی باهوش و سه آمریکایی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/12ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/10ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
یک داستان جالب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/05ساعت 9:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
ساحل و صدف داستان زیبا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/11/01ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
کوره داغ داستان جالب دیگر ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/30ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/15ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
مرا فراموش نکنید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/10/12ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
عکسهای ادامه مطلب نگاه کن شاید حا............................
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/10/10ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/10/10ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
رويدادهاي مهم 2008 همراه با عکس
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/08ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
فرا رسیدن ماه محرم بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/08ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
چند داستان کوتاه اما زیبا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/10/03ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/02ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/02ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
نجات عشق ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/28ساعت 9:46 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/28ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/09/27ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/09/25ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/09/19ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/09/15ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
داستاني زيبا
خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود... بخونید حتماً خوشتون میادادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/09/13ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
آزمون خودشناسی رايگان
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/09/06ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
تصاویری از کعبه از دوران حضرت آدم تا به حال
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/09/01ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
ترین ها برای زندگی
کلیک کن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/08/28ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/08/26ساعت 8:47 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/08/25ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
خیلی خیلی خیلی جالبه کلیک کن اگر بد بود دیگه وبم بازدید نکن
با تشکرحسینی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/08/07ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
در يونان باستان ، سقراط تا حد زيادي به دانشمندي اشتهار داشت. روزي يكي از آشنايان فيلسوف بزرگ به ديدارش آمد و گفت : مي داني درباره دوستت چه شنيده ام ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/31ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/08ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/07ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/18ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/18ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
حكايت وكيل و موكل
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/14ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
ضرب المثل
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/14ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
سخن و قول بزرگان
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/14ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي ....
بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ....
نمي بخشمت ....
بخاطر دلي كه برايم شكستي ....
.. بخاطراحساسی كه برايم پرپر كردي .....
نمي بخشمت ....
بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي .....
بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....
و مي بخشمت
بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
یك داستان: میگن یه روز ده نفر داشتن توی جنگل میرفتن. دوتاشون میفتن توی چاه. تلاش میكنن كه بیان بالا اما بقیه داد میزدن كه شما نمیتونید بیخیال شین. یكیشون قبول میكنه و میمیره. اما اون یكی همچنان تلاش میكنه در حالی كه بازم بقیه داد میزدن تو نمیتونی. بالاخره میرسه بالا. همه تعجب میكنن. تازه میفهمن كه طرف كر بوده. روی كاغذ مینویسه: دوستان از اینكه منو تشویق كردین تا بیام بالا ممنونم. پس لازمه بعضی وقتا كر بشیم
اگه یه وقت به سیخ کشیدمت ناراحت نشو چون خیلی جیگری هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود !!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط سید حسین حسینی هرانده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سعی بر این دارم که در مورد هریک از شاخه های حقوقی و دیگر مسائل اگر مطلبی بدستم رسید یا تهیه کردم در اختیار دیگر عزیزانهم قراردهم باشد که از این طریق خدمتی به تمام جویندگان علم کرده باشم .
|

|
RSS
|